ریسک مقیاس؛ خطای تکرارشونده در سیاستگذاری و صنعت
گزیده گفتوگوی دکتر مهدی زرین با خبرگزاری فنسالاران درباره مفهوم «ریسک مقیاس»، آثار سیاستگذاریهای شتابزده و تجربه بازتعادل «رافارمین» پس از خصوصیسازی.
مقدمه
در بسیاری از عرصههای زندگی و اقتصاد، افراط در مقیاس به چرخههای ناپایدار رشد منجر میشود. در اقتصاد ایران، «ریسک» اغلب به زیان مالی تقلیل یافته، در حالی که در صنعت امروز، ریسک ابعادی فراتر از مالی دارد؛ از تولید و ساختار تا نهاد و سیاست. زمانی که رشد از ظرفیت واقعی سیستم پیشی میگیرد و نقطه تعادل توسعه و توان اقتصادی از بین میرود، «ریسک مقیاس» شکل میگیرد.
آموزش ریسک از رأس تا بدنه
در صنایع پیچیدهای مانند داروسازی، فهم مقیاس و ظرفیت باید از هیأتمدیره تا کارشناسان فنی نهادینه شود. افزایش ظرفیت تولید یا توسعه سازمانی زمانی ارزشمند است که با توان تأمین مالی، نقدینگی و زیرساخت هماهنگ باشد. رشدی که بدون ارزیابی دقیق رخ دهد، دیر یا زود به ناترازی، انباشت بدهی و افت بهرهوری منجر میشود؛ تجربهای که بارها در صنایع مختلف کشور تکرار شده است.
تصمیمسازیهای ناپایدار و تحمیل ریسک مقیاس
بخشی از تصمیمسازان اقتصادی به جای اصلاح زیرساختهای واقعی، سیاست «مقرراتزدایی» را در پیش گرفتهاند؛ اما در عمل، این تصمیمها نه تنها رشد مولد ایجاد نکرده، بلکه ریسک مقیاس را به بخش خصوصی تحمیل کرده است. نکته مهم اینکه این تحمیل گاه با همراهی بخشی از فعالان همان صنایع صورت گرفته است: از داروخانهها و پلتفرمهای فروش اینترنتی دارو تا فینتکها، استارتاپهای حملونقل، پلتفرمهای سفارش غذا، خدمات آموزشی آنلاین و کسبوکارهای محتوایی.
ریسک مقیاس؛ بیماری مزمن اقتصاددانان
ریسک مقیاس بیماری مزمنی است که درمان آن پرهزینه و گاه دشوار است. تصمیمسازی کوتاهمدت و فاقد نگاه سیستمی هر بحران را با بحران بعدی پاسخ میدهد. نیاز به نظریههای پیچیده نیست؛ یادآوری اصول ساده اقتصاد کلان کفایت میکند. ریسکهایی که تزریق میشوند دیر یا زود به شکل بحرانهای تازه بازمیگردند و همان تصمیمگیران در نقش «راهحلجو» دوباره وارد میشوند و چرخه تکرار میشود.
رافارمین؛ نمونهای از بازتعادل هوشمند
«رافارمین» نمونهای از بهینهسازی خصوصی موفق است. زمانی که شرکت تحویل داده شد، امیدی به تداوم آن نبود؛ اما هیأتمدیره و گروه سرمایهگذاری با سیاستی مدون و آیندهنگر، برنامهای زمانبر اما دقیق را پیش بردند که تکیه آن بر سرمایه انسانی بود. امروز سیاستها در بخشهای مختلف اجرا میشود و «تضمین کیفیت» به عنوان واحدی مستقل تقویت شده است؛ چون باور داریم QA عامل کلیدی رشد چابک شرکت است. شاخصهای کیفیت نه تنها در سودآوری، بلکه در توسعه و به ویژه صادرات اثر مثبت داشتهاند.
از اصلاح فرآیند تا صادرات
نتایج اصلاح فرآیندها در «رافارمین» به سمت صادرات هدایت شده است. همکاری سازمان غذا و دارو طی مدت اخیر ارزشمند بوده و امید داریم با ایجاد زیرساختهای لازم طی دو سال آینده، «رافارمین» به یکی از افتخارات صادراتی کشور تبدیل شود. رکوردهای ششماهه و نهماهه ثبتشده حسابرسی شدهاند و نشان میدهد با کنار گذاشتن استرس ریسک مقیاس، میتوان با همین زیرساختها به فروش بالاتر در صنعت دارو رسید؛ البته با ارزیابی دقیق شرایط اقتصادی و مدیریتی.
سه بُعد ریسک در صنعت دارو
ریسک تولیدی: گسترش ظرفیت فراتر از توان بازگشت سرمایه.
ریسک مالی و ارزی: وابستگی شدید به واردات مواد اولیه و نوسانات نرخ ارز.
ریسک سازمانی و نهادی: قیمتگذاری دستوری، تعدد مجوزها و تصمیمگیریهای غیرتخصصی.
افتخار به صنعت دارویی ایران
در کنار نقدهای مدیریتی، باید اذعان کرد کارکنان تولید، کارشناسان QC و R&D، مدیران و کارگران صنعت داروسازی ایران در شرایط سخت اقتصادی با دانش و تعهد چرخه تولید دارو را زنده نگه داشتهاند. اگر این سرمایه انسانی در سیاستگذاریها حمایت شود، صنعت دارویی میتواند در کنار نفت و پتروشیمی به مزیت رقابتی ملی بدل شود.
جمعبندی: توسعه واقعی یعنی تعادل
«ریسک مقیاس» یک واقعیت اقتصادی و فرهنگی است؛ وقتی رشد صنعتی با توان سیستم اقتصادی همتراز نباشد، ناترازی رخ میدهد. رافارمین نشان داده توسعه واقعی لزوماً گسترش فیزیکی نیست، بلکه با هوشمندی، بهروزرسانی و تعادل پایدار محقق میشود. اگر مدیران و ناظران این مفهوم را در تصمیمهای کلان لحاظ کنند، صنعت دارویی میتواند از چرخه نوسان خارج شده و به مسیر رشد هوشمندانه و پایدار وارد شود.